محمد على حاجيلو
56
ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )
ايرانى به سپاه اعراب پيوستند با اين شرط كه ، پس از جنگ اجازه داشته باشند به هر كجا كه مىخواهند بروند و با هر قبيله كه خواستند همپيمان شوند و سهمى از غنائم جنگى را نيز بردارند . « 1 » اين افراد بعد از پيوندشان با بعضى از قبائل عرب ، اصطلاحا موالى آن قبايل ناميده شدند و بعدها آنان را الحمراء ( سرخروى ) خواندند . موالى از همان آغاز ورود به سرزمينهاى اسلامى مورد تحقير قرار گرفتند ، چنان كه به نوشته مورخان ، عمر خليفه دوم از ورود عجمان به مدينه - در ظاهر به دليل عدم آميختگى آنان با عربها و نفوذ ايرانيان در مركز اسلام - جلوگيرى مىكرد . « 2 » اين مسئله مىتوانست نوعى حقارت براى ايرانيان به حساب آيد . همچنين نقل شده است كه بنابر سنتى كه خليفه دوم نهاده بود ، عربها اجازه داشتند كه از عجم زن بگيرند ، اما به آنان زن نمىدادند . « 3 » اين نوع تبعيضها و برترى دادن عرب بر موالى ، توسط عمال عمر ، همچون ابو موسى اشعرى نيز اعمال مىشد . « 4 » در دوران خليفهء سوم كه حاكميت اشرافى قريش و بنى اميه آغاز شد ، مقاومتهايى از جانب ايرانيان در مقابل اعراب صورت گرفت و برخى از ايالات شمال ايران از جمله آذربايجان در پنج نوبت گشوده شد و هربار شورش كردند به شدت سركوب شدند . در دوران خلافت على بن ابى طالب عليه السّلام به دليل جنگها و شورشهاى داخلى و
--> ( 1 ) . همان ، ص 279 ( بيروت ، دار الكتب العلميه ، 1987 م ) . ( 2 ) . عبد الرزاق صنعانى ، المصنف ، تصحيح الاعاظمى ، بيروت ، 1970 م ، ج 5 ، ص 474 . ( 3 ) . فضل بن شاذان النيشابورى ، الايضاح ، بيروت ، موسسهء الاعلمى ، 1402 ق ، ص 153 . ( 4 ) - المصنف ، همان ، ج 11 ، ص 439 .